ببین چرخش گردون ...

دست هایم می لرزند
پاهایم می لغزند
زانوهایم توان ندارد

یعنی یک سال پیر تر شده ام؟!

و عشق را

...
فرشته دست آدم را گرفت و به بالای تپه ای برد
چشم هایت را ببند ... و در لحظه آدم تا آخر دنیا را دید
اکنون تو همه چیز داری
فقط باید عمل را به علمت اضافه کنی
به آن ایمان و تقوا و صبر را اضافه کن
و عشق را
آنگاه دیگر به خاطر رانده شدن از بهشت غمگین نخواهی بود
بلکه درونت بهشتی هزاران بار زیباتر خواهی داشت
...

بهشت گمشده / اثر جان میلتون / برگردان از دونک