|
موضوعات مطالب
آرشیو وبلاگ
|
سر گیجه
روز / خارجی / میدان دانشگاه ساعت 10 صبح
8 این پست فقط جهت داشتن پستی مورخ 88/8/8 ساعت 8 و 8 دقیقه ارسال شده است و ارزش دیگری ندارد. ایشالا 99/9/9 ساعت 9 و 9 هم میرسم خدمتتون ...!
پاییز
نقاش حوصله اش سر رفته بود
کدئین من مانده ام و خدایم ... و دنیایی که همیشه باعث میشود یه کدئین بالا بیندازم ...!
صبر و پایداری!
بچه ها هم دونکی دارند ...!
لامپ 200
دیگر مانده بود همین یک لامپ 200 بالای سرش خاموش شود تا بدبختیش کامل شود ... ... شد!
آقای اسمیت و دایی ناصر 2 دایی ناصر همیشه از شباهت اسمش به دایناسور شکایت داشت. البته آقای اسمیت معتقد بود وقتی آب آلبالوهایشان تمام می شود اخلاق دایی ناصر بی شباهت به دایناسور نیست ...!
|
|||||||||||||||